اختلال وسواس و انواع آن

اختلالات وسواس                                                                 Obsessive-compulsive disorder


اختلال وسواسي-اجباري و  دسته اختلالات مرتبط با آن:

١ . اختلال وسواسي-اجباري

٢ . اختلال بدشكلي بدن

٣ . اختلال احتكار

٤ . اختلال موكني

٥ . اختلال پوست كني

٦ . اختلال وسواسي-اجباري از ماده/دارو

٧.  اختلال وسواسي-اجباري و اختلال مرتبط با آن ناشي از يك عارضه پزشكي ديگر

٨ . ديگر اختلالات وسواسي-اجباري و اختلالات مرتبط با آنِ مشخص

٩ . اختلال وسواسي-اجباري و اختلال مرتبط با آنِ نامشخص


در اين بخش اختلالات وسواسي- اجباري را مورد بررسي قرار مي دهيم. يكي از معيارهاي این گروه افكار و رفتارهاي تكراري است كه افراطي بودن آنها باعث اختلال در زندگي روزمره مي شود. اين گروه در DSM-IV جزو طبقه اختلالات اضطرابي قرار داشتند زيرا افراد مبتلا به آنها ميگويند احساس اضطراب مي كنند و علاوه بر آن معمولا ساير اختلالات اضطرابي را نيز تجربه مي كنند. بسياري از ريسك فاكتورهاي ساير اختلالات اضطرابي در اين اختلالات نيز سهم دارند و همچنين رويكردهاي درماني آنها نيز همپوشاني بسيار زيادي نشان مي دهند.


با اين حال اين اختلال در مقايسه با ساير اختلالات اضطرابي چند علت خاص و متمايز دارند. به منظور هاي لايت كردن اين تفاوت ها ، نويسندگان در DSM-5 یک فصل جديد به اختلالات وسواسي-اجباري اختصاص داده اند. آنها اين یک فصل را در كنار فصل اختلالات اضطرابي قرار داده اند تا نشان دهند كه مقداري همپوشاني با اختلالات اضطرابي وجود دارد.

اختلال وسواسي-اجباري از دو قسمت ساخته شده است:

وسواس ها و اجبارها ، اما توجه داشته باشيد كه طبق معيارهاي DSM-5 لازم نيست فرد هم وسواس و هم اجبار داشته باشد تا مبتلا به اختلال وسواسي-اجباري اعلام شود، حضور يكي از اين دو به تنهايي كافي است.


وسواسها مثل مهمانان ناخوانده هستند كه كنگر خورده و لنگر انداخته اند، وسواس ها خود را به ٣ شكل نشان مي دهند.

 ١)افكار وسواسي

٢)ترس هاي وسواسي

٣)تصاوير ذهني


اجبارها اعمالي هستند كه مردم احساس مي كنند مجبورند انجام دهند تا با وسواس ها مقابله كنند يا با آنها كنار بيايند. اين اعمال معمولا شكل فيزيكي به خود ميگيرند مثل شستن دست ها يا چك كردن هاي مكرر.


ملاک های تشخیصی اختلال وسواسی-  اجباری :

وجود وسواس های فکری و وسواسی های عملی  یا هردو:

وسواس های فکری به وسیله 1و 2 تعریف شده اند:

1)افکار امیال، یا تصورات عودکننده و مداوم که در برخی مواقع هنگام این اختالل، به صورت مزاحم و ناخواسته تجربه می شوند، و در اغلب افراد، اضطراب یا ناراحتی محسوس ایجاد می کنند


2)فرد سعی میکند این افکار، امیال، یا تصورات را نادیده بگیرد یا متوقف کند، یا آنها را با افکار یا اعمال دیگر بی اثر کند یعنی، با انجام دادن وسواس عملی


وسواس های عملی به وسیله 1 و 2 تعریف شده اند:

1)رفتارهای تکراری (متل دست شستن، منظم کردن، وارسی کردن( یا اعمال ذهنی )مثل دعا کردن شمردن، تکرار کردن بی صدای کلمات) که فرد احساس میکند در پاسخ به وسواس فکری یا بر طبق مقرراتی که باید با قاطعیت اجرا شوند، وادار به انجام دادن آنهاست.


2)هدف این رفتارها یا اعمال ذهنی، پیشگیری با کاهش دادن اضطراب یا ناراحتی، یا جلوگیری از و موقعیت ترسناک است، با این حال، این رفتارها یا اعمال ذهنی با آنچه قرار است بی اثر یا پیشگیری شود ارتباط واقع بینانه ای ندارند یا آشکارا افراطی هستند



توجه: کودکان خردسالی ممکن است بتوانند هدفهای این رفتارها یا اعمال ذهنی را بیان کنند

وسواس های فکری و وسواس های عملی وقت گیرند (مثال هر روز بیش از ۱ ساعت طول می کشند) با ناراحتی یا اختالل قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا زمینه های دیگر عملکرد ایجاد می کنند


نشانه وسواس فکری - عملی ناشی از تأثیرات فیزیولوژیکی مواد )مثل سری مصرفی مراد مخدر، دارو( یا بیماری جسمانی دیگر نیستند.


این اختلال با نشانه های اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی شود (مثل نگرانی های بیش از حد همچون در اختلال اضطراب فراگیر اشتغالی ذهنی به ظاهری همچون در اختلال بدشکلی بدن: مشکل دور انداختن یا دل کندن از اموال، همچون در اختلال ذخیره کردن موکشی، همچون در وسواس وی پوست کنی، همچون در اختلال پوست کنی، حرکات قالبی، همچون در اختلال حرکت قالبی : رفتار خوردن تشریفاتی، همچون در اختالالت خوردن؛ اشتغال ذهنی به مواد یا قماربازی، همچون در اختالالت مرتبط با مواد و اعتیادآور؛ اشتغال ذهنی به داشتن بیماری، همچون در اختالل اضطرابی بیماری؛ امیال یا خیالپردازی های جنسی، همچون در اختالالت نابهنجاری جنسی؛ تکانه ها، همچون در اختالالت اخاللگر، کنترل تکانهف و سلوک؛ نشخوارهای احساس گناه، همچون در اختالل افسردگی اساسی؛ تحمیل فکر یا دلمشغولی های ذهنی هذیانی، همچون در طیف اسکیزوفرنی و اختالالت روان پریشی دیگر؛ یا الگوهای رفتار مکرر، همچون در اختالل طیف اوتیسم).


شخيص افتراقى OCD

اختلال اضطرابى: أفكار عود كننده، رفتارهاى دورى جو و درخواست هاى مكرر براى اطمينان آفرينى مى تواند در اختلالات اضطرابى نيز روى دهند. با اين حال افكار عود كننده اى كه در اختلال اضطراب فراگير وجود دارند (نگرانى ها) معمولا در مورد مسائل زندگى عملى هستند در حالى كه وسواس فكرىOCD معمولامسائل زندگى عملى را شامل نمى شوند و مى توانند محتوايى را دربر داشته باشند كه ماهيت عجيب و غريب، نامعقول يا ظاهرا سحرآميز داشته باشد؛ از اين گذشته وسواس هاى عملى اغلب وجود دارند و معمولا با وسواس هاى فكرى مرتبط هستند. افراد مبتلا به فوبى خاص، مانند افراد مبتلا به OCD، مى توانند واكنش ترس به موضوعات يا موقعيت هاى خاص داشته باشند؛ اما در فوبى خاص،موضوعات يا موقعيت هاى ترسناك خيلى محدودترند، و تشريفات وجود ندارند. در اختلال اضطراب اجتماعى (فوبى اجتماعى) موضوعات يا موقعيت هاى ترسناك به تعامل هاى اجتماعى محدود مى شوند و اجتناب يا اطمينان آفرينى بر كاهش دادن اين ترس اجتماعى تمركز دارد.


اختلال افسردگى اساسى: OCD مى تواند از اختلال افسردگى اساسى متمايز شود كه در آن أفكار معمولا متناسب با خلق هستند و لزوما به صورت مزاحم يا ناراحت كننده احساس نمى شوند از اين گذشته اين نشخوار ها با وسواس عملى به صورتى كه در OCD رائج است ارتباط ندارند.


وسواس فكرى _عملى و اختلالات مربوط ديگر: در اختلال بدشكلى بدن، وسواس فكرى و وسواس عملى به نگرانى هايى در مورد ظاهر جسمانى محدود مى شوند و در اختلال موكنى رفتار وسواسى به موكنى بدون وسواس هاى فكرى محدود مى شودنشانه هاى اختلال ذخيره كردن منحصرا بر مشكل مداوم دور انداختن يا دل كندن از اموال، ناراحتى محسوس در ارتباط با دور انداختن اجناس و انباشتن مفرط چيزها تمركز دارند.با اين حال اگر فردى وسواس هاى فكرى داشته باشد كه مخصوص OCD باشند (مثل نگرانى هايى درباره ى ناقص بودن يا صدمه) و اين وسواس هاى فكرى به رفتارهاى ذخيره كردن وسواسى مسنجر شوند (مثل اكتساب تمام چيزها به صورت مجموعه براى دستيابى به احساس كامل بودن يا دور نريختن روزنامه هاى قديمى به اين دليل كه ممكن است حاوى اطلاعاتى باشند كه بتوانند از صدمه پيشگيرى كنند ) بايد به جاى آن تشخيص .داده شود


اختلال خوردن: OCD را مى توان از اين نظر از بى اشتهايى عصبى متمايز كرد كه در OCD وسواس فكرى و وسواس عملى به نگرانى هايى در مورد وزن يا غذا محدود نمى شوند

تيك ها(در اختلال تيك) و حركات قالبى: تيك جنبش حركتى يا آواگرى ناگهانى، سريع و عود كننده و ناموزون است (مثل پلك زدن،صاف كردن گلو).حركات قالبى رفتار حركتى مكرر ظاهرا برانگيخته و غير كاركردى است (مثل سركوبش، تكان دادن بدن، گاز گرفتن خود) حركات قالبى معمولا كمتر از وسواس هاى عملى پيچيده هستند و هدف آنها بى اثر كردن وسواس هاى فكرى نيست با اين حال متمايز كردن تيك هاى پيچيده از وسواس هاى عملى مى تواند دشوار باشد درحالت كه وسواس هاى عملى معمولا قبل از وسواس هاى فكرى واقع مى شوند تيك ها اغلب اميال حسى هشدار دهنده را قبل از خود دارند برخى افراد نشانه هاى OCD و اختلال تيك را با هم دارند كه در اين صورت هر دو تشخيص ممكن است موجه باشند

اختلالات روان پريشى: برخى افراد مبتلا به OCD بينش ضعيف يا حتى عقائد OCD هذيانى دارند(بيمارى خود را از اختلالات هذيانى متمايز مى كنند) و ويژگى هاى ديگر اسكيزو فرنى يا اختلال اسكيزواكتيو ندارند(مثل توهمات يا اختلال فكر صورى)

رفتارهاى شبه وسواسى ديگر:برخى رفتارها گاهى به صورت وسواسى توصيف مى شوند از جمله رفتار جنسى (در مورد نابهنجارى هاى جنسى)، قماربازى(اختلال قمار بازى) و مصرف مواد(مثل مصرف الكل).با اين حال اين رفتار ها با وسواس عملى OCD از اين نظر تفاوت دارند كه فرد معمولا از فعاليت لذت مى برد و ممكن است فقط به خاطر پيامد هاى زيان آور آن بخواهد در برابر آن مقاومت كند

اختلال شخصيت وسواسى _جبرى: گرچه اختلال شخصيت وسواسى_جبرى و OCD اسامى مشابهى دارند ولى جلوه هاى بالينى اين اختلالات كاملا متفاوت هستند اختلال شخصيت وسواسى _ جبرى با افكار، تصورات يا اميال مزاحم يا با رفتار هاى تكرارى كه در پاسخ به اين مزاحمت ها انجام مى شوند مشخص نمى شود بلكه اين اختلال الگوى ناسازگارانه با دوام و فراگير كمال گرايى مفرط و كنترل خشك و انعطاف ناپذير را شامل مى شود اگر افراد نشانه هاى هر دو اختلال OCD
و اختلال شخصيت وسواسى _ جبرى را آشكار سازند هر دو تشخيص بايد داده شوند


سبد خرید شما خالی است!