شرح مقدماتی اختلالات خلقی

اختلالات خلقی


اختلال افسردگی اساسی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی و از جمله ناتوان کننده ترین مشکلات بهداشتی-روانی در جوامع مختلف است.

 امروزه نرخ شیوع این بیماری در حال افزایش است و متاسفانه گریبان گیر بسیاری از افراد می‌شود. لذت نبردن از زندگی، بی علاقه شدن به امور مختلف، کاهش تمایل به برقراری روابط با دیگران، افت تحصیلی و شغلی و... از پیامدهای منفی ابتلا به اختلال افسردگی اساسی است. با توجه به درد و رنج زیادی که این اختلال برایتان به همراه دارد، تشخیص و درمان به موقع در افسردگی ماژور حائز اهمیت است.

با دریافت مشاوره روانشناسی می‌توانید از دنیای افسردگی رهایی پیدا کنید و شانس تجربه یک زندگی زیبا را به دست آورید.

 در این مقاله در مورد نشانه‌ها، علائم، علل و روش بهبود افسردگی اساسی توضیح داده شده است

اكثر روان شناسان معتقدند كه اختلالات خلقي اساسا در كودكان و بزرگسالان مشابه هستند به همين دليل، DSM-5 هيچگونه اختلال خلقي مختص به "كودكي" را مشخص نكرده است(به استثناي اختلال نامنظمي خلقي اخلال گرانه كه فقط كودكان زير ١٢ سال را مي توان مبتلا به آن دياگنوز كرد).

اين موضوع بر خلاف اختلالات اضطرابي است كه در آنها تعدادي از عارضه ها فقط در كودكي و در دوران رشد روي مي دهند. با اين حال يك موضوع كاملا مشخص است : با افزايش سن "قيافه" افسردگي تغيير مي كند. براي مثال كودكان زير ٣ سال ممكن است افسردگي را با حالات غمگين چهره ، زودخشمي، خستگي مفرط، بدقلقي، و قشقرق راه انداختن نشان دهند و در خوردن و خوابيدن مشكلاتي داشته باشند. در افراطي ترين حالت، اين وضعيت ممكن است به اختلال نامنظمي خلقي اخلالگرانه منجر شود

 

تحقيقات فراوان نشان مي دهند كه حضور اضطراب در كنار افسردگي مي تواند فرد را بي ثبات كند و ممكن است ريسك خود كشي را افزايش دهد ، باعث شود بيماري مدت بيشتري طول بكشد، يا بيمار به درمان پاسخ مناسب ندهد.
بنابراين اسپسيفاير ديسترس اضطرابي بايد به طور دقيق و صحيح سنجيده شود و همچنين ريسك فاكتورها( عوامل خطر) خودكشي ، از جمله برنامه هاي بالقوه براي خودكشي ، افكار انتحاري، يا سابقه خودكشي در افرادي كه سطوح متوسط تا خفيف ديسترس اضطرابي نشان مي دهند ، بايد مورد ارزيابي قرار گيرد.

دو مثال معروف از مشكلات قابل دياگنوز كه افسردگي عنصر اصلي آنهاست اما در DSM-5 به عنوان يك اختلال مستقل گنجانده نشده اند عبارتند از : اختلال عاطفي فصلي ، و سندروم خستگي مزمن يا درد عضلاني ناشي از التهاب مخ و نخاع(ME)

اختلال عاطفي فصلي (SAD): سمپتومي است كه در طول زمستان پيش مي آيد ، در بهار يا تابستان سال بعد بهبود مي يابد و به همين دليل افسردگي زمستاني نيز ناميده مي شود.سمپتوم هاي اصلي آن عبارتند از غمگيني، بي رمقي، پرخوابي، اشتها و هوس شديد به هيدرات هاي كربن، پرخوري و افزايش وزن. علت اين نوع افسردگي مي تواند دوره هاي طولاني تاريكي در زمستان و افزايش ترشح هورمون ملاتونين باشد. بهترين روش درمان براي اين نوع افسردگي نور درماني است.
سندروم خستگي مزمن (CFS): هم افسردگي و نوسانات خلقي ، و هم سمپتوم ها فيزيكي مثل خستگي شديد ، درد عضلات ، درد سينه، سر درد، حساسيت به نور و صدا ديده مي شود . در حال حاضر علت يا علت هاي اين اختلال هنوز مشخص نيست و شايد به همين دليل انواع نام ها را به خود گرفته است از جمله "آنفولانزاي ياپي ها" يا آنفولانزاي جوانان پر درامد.


سبد خرید شما خالی است!