افسردگی اساسی

 افسردگی اساسی Major depressive disorder


ناامیدی و درماندگی، عواطف غالب در افسردگی ماژور است. در حقیقت فکر می‌کنید که دیگران اهمیتی به شما نمی‌دهند. نگاهی تیره و تار داشتن به خود، آینده و جهان با خودگویی‌های منفی در آمیخته می‌شوند تا رنج عاطفی زیادی متحمل شوید. خود سرزنشی‌های دائمی که به احساس گناه، بی ارزشی و اعتماد به نفس پایین دامن می‌زند. در ادامه برخی از علایم افسردگی اشاره می‌کنیم.

خلق افسرده در بیشتر ساعات روز و احساس ناامیدی، پوچی و غمگینی

کاهش انگیزه، علاقه یا لذت در انجام فعالیت‌های روزانه خود

کاهش یا افزایش قابل توجه اشتها و وزن

 بی خوابی یا پرخوابی

سرآسیمگی یا کندی روانی حرکتی 

خستگی یا کاهش انرژی

احساس بی ارزشی و احساس گناه

کاهش توانایی تصمیم گرفتن و عدم تمرکز

افکار مکرر در مورد مرگ و یا اقدام به خودکشی


علل ایجاد افسردگی اساسی:

عوامل متعددی در بروز افسردگی اساسی دخیل هستند که اغلب در تعامل با یکدیگر این اختلال را رقم می‌زنند. از جمله این عوامل می‌توان به فاکتورهای زیستی، ژنتیکی، محیطی و عوامل شخصیتی اشاره کرد. ما در ادامه به توضیحات بیشتری در مورد هریک از این عوامل اشاره کرده‌ایم.


عوامل زیستی :

یکی از عوامل زیستی بسیار مهم در بروز اختلال افسردگی اساسی سطوح نامناسب برخی انتقال دهنده‌های عصبی در مغز است. برای مثال کاهش سروتونین اغلب به بروز علائمی نظیر خلق پایین، عدم لذت، دچار شدن به مشکلات خواب و اشتها می‌شود. از همین رو اکثر داروهای ضد افسردگی بر افزایش سطح سرتونین در سیستم عصبی تمرکز دارند

عوامل ژنتیکی:

افسردگی می‌تواند زمینه ژنتیکی داشته باشد، اما این زمینه به تنهایی دلیل بروز افسردگی نیست و فقط احتمال ابتلا به این اختلال را افزایش می‌دهد. بررسی‌ها نشان می‌دهند اغلب اعضای درجه یک خانواده فرد مبتلا به افسردگی اساسی 2 تا 4 برابر جمعیت عمومی دچار این بیماری می‌شوند. همچنین مطالعات بیانگر این نکته هستند که احتمالا زمینه ژنتیکی؛ بر افسردگی با شروع زودرس تاثیر بیشتری می‌گذارد. به طور کل می‌توان گفت که وراثت پذیری این اختلال چیزی در حدود 40 درصد است. این زمینه استعدادی اغلب از طریق صفت شخصیتی روان رنجوری تاثیر خود را اعمال می‌کند


عوامل محیطی:

تجارب ناخوشایند دوران کودکی به خصوص اگر چند رویداد منفی به اشکال مختلف رخ داده باشند عوامل خطر بسیار قوی برای بروز افسردگی محسوب می‌شوند. بررسی‌ها نشان می‌دهند مرتبط ترین واقعه با پیدایش افسردگی در زندگی، از دست دادن والدین پیش از 11 سالگی است. علاوه بر این رویدادهایی نظیر از دست دادن همسر، از دست دادن شغل، دچار شدن به یک بیماری جسمی ناتوان کننده یا داشتن مشغله ذهنی با احساس گناه از جمله مهم ترین عوامل محیطی موثر در بروز افسردگی هستند

عوامل شخصیتی :

مطالعه ویژگی‌های شخصیتی نشان می‌دهد افرادی که از مکانیزم‌های دفاعی درونی کننده استفاده می‌کنند (مثلا شخصیت های وسواسی-جبری) بیشتر از افراد مبتلا به پارانوئید و سایر افرادی که از مکانیزم‌های دفاعی برونی ساز استفاده می‌کنند دچار اختلال افسردگی اساسی می‌شوند. همچنین پژوهش‌ها بیانگر این نکته مهم هستند که ویژگی شخصیتی روان رنجوری یا همان استعداد بیشتر برای تجربه هیجانات منفی عامل خطر اثبات شده‌ای برای بروز اختلال افسردگی اساسی است. از همین رو به طور کل افراد زود رنج یا کسانی که حساسیت بیشتری نسبت به رویدادهای محیطی دارند باید برای پیشگیری از افسردگی نسبت به دیگران اقدامات خودمراقبتی بیشتری را از خود به عمل بیاورند.


مصرف مواد مخدر:

 توجه به این نکته حائز اهمیت است که افسردگی در بسیاری از موارد می تواند پیامد مصرف موادمخدر باشد. برای مثال مخدرهای افیونی نظیر تریاک یا هروئین به مرور زمان فرد را منزوی می‌کنند و با ایجاد تغییراتی در سیستم عصبی منجر به بروز علائم رایج در افسردگی می‌شوند. همچنین برخی مواد نظیر شیشه یا کوکائین سرخوشی کاذبی را در لحظه مصرف در فرد ایجاد می‌کنند اما در صورت عدم استفاده باعث می‌شوند که او دچار احساس افسردگی، پوچی و ناامیدی شدید شود که همین عوامل بیمار را برای درگیری هرچه بیشتر در اعتیاد بر می‌انگیزند.


روند افسردگی اساسی به چه صورت است؟

روند اختلال افسردگی اساسی همواره یکسان نیست و نوسان دارد. ممکن است شما سال‌ها دارای علائم خفیف این بیماری باشید و به یک باره و بر اثر رویدادهای ناگوار در زندگی، افسردگی تان شدت یابد. احتمال عود افسردگی و بازگشت این بیماری بعد از یک دوره درمان و بهبودی نیز وجود دارد


بیماری های همراه با افسردگی اساسی:

اختلال افسردگی اساسی، می‌تواند با اختلالات دیگر همراه شده و یا خود زمینه ساز بروز این اختلالات شود. بعضی از این اختلالات همراه عبارتند از: اعتیاد به انواع مواد مخدر، حملات پانیک، وسواس فکری-عملی، بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و اختلال شخصیت مرزی، اختلالات اضطرابی.


پیامد ابتلا به افسردگی اساسی:

بیشتر پیامدهای افسردگی اساسی به ماهیت علائم گوناگونی که در آن وجود دارد بر می‌گردد. البته گاهی اوقات پیامدهای افسردگی آنقدر خفیف و خاموش هستند که اطرافیان فرد که در تعامل با او هستند متوجه وجود افسردگی نمی‌شوند. با این حال بعضی مواقع نیز افسردگی آنقدر شدید می‌شود که به طور کل زندگی فرد را مختل کرده و باعث از پا در آمدن او می‌گردد. تا حدی که ممکن است بیمار از پس کارهای شخصی خود نیز برنیاید و مراقبت‌های روزمره و عادی را نیز از خود به عمل نیاورد. بررسی‌ها نشان می‌دهند از بین کسانی که به مراکز درمانی عمومی مراجعه می‌کنند افراد مبتلا به افسردگی اساسی از درد و ناخوشی جسمانی بیشتری شکایت دارند و کارکردهای جسمی، اجتماعی و فردی آنان نیز دچار افت بیشتری می‌شود به همین دلیل درمان افسردگی از اهمیت بالایی برخوردار است.

چطور میتوانیم افسردگی را از غم و غصه روزمره تشخیص دهیم؟

تجربه احساس غم و ناراحتی امری طبیعی در زندگی همه افراد هستند اما این تجربیات همگی به معنای دچار شدن به افسردگی نیستند. تشخیص اختلال افسردگی اساسی تنها زمانی مطرح می‌شود که علاوه بر احساس غم و غصه 5 علامت دیگر نظیر مشکلات خواب، اشتها، افکار مرگ، مشکلات تمرکز، بی قراری و ... وجود داشته باشند و به مدت دو هفته تقریبا در همه روزها مشاهده شوند.


بیمارهای همراه با افسردگی اساسی:

 

اختلال افسردگی اساسی، می‌تواند با اختلالات دیگر همراه شده و یا خود زمینه ساز بروز این اختلالات شود. بعضی از این اختلالات همراه عبارتند از: اعتیاد به انواع مواد مخدر، حملات پانیک، وسواس فکری-عملی، بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و اختلال شخصیت مرزی، اختلالات اضطرابی

پیامد ابتلا به افسردگی اساسی


سوالات متداول

اختلال افسردگی اساسی با افسردگی دو قطبی چه تفاوتی دارد؟

در اختلال افسردگی اساسی تنها دوره‌هایی از خلق پایین و غمگین دیده می‌شود اما در افسردگی دو قطبی فرد پس از تحمل دوره‌های دو هفته‌ای افسردگی تغییر حالت داده و وضعیت معکوسی را تجربه می‌کند. به طوری که در دوره‌هایی تحت عنوان مانیا دچار علائمی نظیر احساس سرخوشی مفرط، افزایش انرژی و درگیر شدن در فعالیت‌های پرخطر می‌شود. با این حال تشخیص افسردگی اساسی و افسردگی دو قطبی برای افراد غیر متخصص آسان نیست. از همین رو لازم است برای مشخص شدن وضعیت روانی خود در این شرایط به یک روانپزشک یا روانشناس بالینی مراجعه کنید

 

ملاک های تشخیصی اختلال افسردگی اساسی


ملاک اول : پنج (یاتعداد بیشتری) از نشانه های زیر در طول مدت 2 هفته وجود داشته اند و انحراف از عملکرد قبلی را نشان می دهند؛ حداقل یکی از نشانه ها یا 1)خلق افسرده و یا 2 )فقدان عالقه یا لذت است. توجه: نشانه هایی را که آشکارا ناشی از بیماری جسمانی دیگر هستند، منظور نکنید

 1) خلق افسرده در بخش عمده روز، تقریباً هر روز، به صورتی که توسط گزارش ذهنی (مثال احساس می کند غمگین، پوچ، یا ناامید است( یا مشاهده دیگران )مثال بیمناک به نظر می رسد به آن اشاره شده باشد. )توجه: در کودکان و نوجوانان می تواند خلق تحریک پذیر باشد

 2) کاهش محسوس عالقه یا لذت در تمام، یا تقریباً تمام فعالیت ها در بخش عمده روز، تقریباً هر روز که با گزارش ذهنی یا مشاهده به آن اشاره شده باشد

3)کاهش وزن قابل مالحظه به هنگامی که رژیم گرفته نشده است یا افزایش وزن )مثالً تغییر بیشتر از 5 درصد وزن بدن در ماه)یا کاهش یا افزایش اشتها تقریبا هر روز. )توجه: در کودکان، ناتوانی در کسب وزن مورد انتظار را در نظر بگیرید

4) بی خوابی یا پرخوابی تقریبا هر روز

 5)سراسیمگی یا کندی روانی حرکتی تقریبا هرروز قابل مشاهده توسط دیگران، نه صرفاً احساس ذهنی بی قراری یا کُند بودن

6)خستگی یا فقدان انرژی تقریبا هر روز

 7)حساس بی ارزشی یا احساس گناه بیش از حد یا نامناسب )که ممکن است هذیانی باشد( تقریباً هر روز )نه فقط سرزنش کردن خود یا احساس گناه در مورد مریض بودن

8)کاهش توانایی فکر یا تمرکز کردن، یا دو دلی، تقریبا هر روز )خواه به وسیله گزارش ذهنی یا مشاهده دیگران

9)افکار مکرر مرگ 0نه فقط ترس از مردن(، اندیشه پردازی مکرر خودکشی بدون برنامه خاص، یا اقدام به خودکشی یا برنامه خاص برای دست زدن به خودکشی

ملاک دوم : نشانه ها ناراحتی یا اختالل قابل مالحظه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی یا زمینه های مهم دیگر عملکرد ایجاد می کنند

ملاک سوم :


سبد خرید شما خالی است!